شيخ حسين انصاريان

411

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

همسرت در حضر بود يا در سفر ؟ زن گفت : در حضر بود ، حضرت فرمود : برو تا فرزندت به دنيا آيد ، پس از آن تو را پاك خواهم نمود . وقتى زن رفت ، امام گفت : خدايا ! اين شهادت است . چيزى نگذشته بود كه به محضر على عليه السلام آمده ، گفت : وضع حمل كردم اينك مرا پاك كن . حضرت در حالى كه تجاهل مىكرد ، فرمود : اى كنيز خدا ! از چه چيز تو را پاك كنم ؟ زن گفت : من زنا كردم ، مرا پاك كن ! حضرت فرمود : آيا هنگام ارتكاب آنچه مرتكب شدى همسر داشتى ؟ گفت : آرى ؛ فرمود : شوهرت حاضر بود يا مسافر ؟ گفت : آرى ، حاضر بود . على عليه السلام فرمود : اكنون برو تا دو سال تمام فرزندت را شير بده ، همانطور كه خدا فرمان داده است . زن رفت ، وقتى به جايى رسيد كه صداى امام را نمىشنيد ، امام فرمود : خدايا ! اين دو شهادت است ( دو بار به زنا اقرار كرده است ) . دو سال كه از اين ماجرا گذشت ، براى سومين بار به محضر آن حضرت آمده ، گفت : يا اميرالمؤمنين ! دو سال به او شير دادم اينك مرا پاك كن ! على عليه السلام باز خود را به تجاهل زده ، فرمود : از چه چيز تو را پاك كنم ؟ زن گفت : مرتكب كار خلاف عفت شده‌ام ، مرا پاك كن ، على عليه السلام فرمود : آيا وقتى ارتكاب آنچه مرتكب شدى ، همسر هم داشتى ؟ گفت آرى ، على عليه السلام فرمود : همسرت غايب بود وقت ارتكاب آنچه مرتكب شدى ؟ گفت : نه ، حاضر بود ، فرمود : برو فرزندت را سرپرستى كن تا خوردن و آشاميدن را بداند و از بالايى نيفتد و در چاهى سقوط نكند . زن با گريه رفت ، وقتى به جايى رسيد كه سخنش را نمىشنيد ، گفت : خدايا ! اين سه شهادت است .